تبليغاتX
ویانا کوشمولوی مامان و بابا

ویانا کوشمولوی مامان و بابا



ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 1:50 نويسنده مامان نینا و ویانا |
مامان نشسته بود پا كامپيوتر و داشت نگاهي به سايتاي خبري مينداخت  كه ويانا اومد و گير داد كه بلند شو من ميخوام بشينم بعد از چند  دقيقه مامان با ناراحتي بلند شد و ويانا نشست.

بهش ميگم ويانا بلند شو مامان زشته ماماني كار داره ميگه نه!

ميگم بيا پاسور بازي كنيم ميگه نه!

ميگم بيا با هم كتاب بخونيم ميگه نه!

يه دفعه برگشته ميگه مامان چرا انقدر اويزونم ميشي

+ تاريخ جمعه سی ام دی 1390ساعت 16:13 نويسنده مامان نینا و ویانا |